سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک



آذرماه 86 - پله...پله...تاخدا!






درباره من
آذرماه 86 - پله...پله...تاخدا!
نیکو
بی عنایات خدا هیچم!
آی دی نویسنده
تماس با من


آرشیو وبلاگ
آذرماه 85
دی ماه 85
بهمن ماه 85
اسفند ماه 85
فروردین ماه 86
اردیبهشت ماه 86
خرداد ماه 86
تیر ماه 86
مرداد ماه 86
شهریور ماه 86
مهرماه 86
آبان ماه 86
آذرماه 86
دی ماه 86
بهمن ماه 86
اسفندماه86
فروردین ماه 87
اردیبهشت ماه 87
مرداد ماه 88
شهریور ماه 88(سیاست)
مهرماه 88
آبان ماه88
آذرماه88
دی ماه88


دوستان من
پیاده تا عرش
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
انتظار
جاده های مه آلود
هواداران بازی عصر پادشاهان ( Kings-Era.ir )
گفتگوی دوستانه
هو اللطیف
کالبد شکافی جون مرغ تا ذهن آدمیزاد !
مذهبی فرهنگی سیاسی عاطفی اکبریان
یک بجامانده
تکنولوژی کامپیوتر
تمام آرزوهایم تقدیم تو باد
عاشق آسمونی
وبلاگ شخصی مهندس محی الدین اله دادی

.: شهر عشق :.
تراوشات یک ذهن زیبا
پیامنمای جامع
بوی سیب
:: هزاردستان :: Hezar Dastan .ir ::
upturn یعنی تغییر مطلوب
سین جیم های اخلاقی
منطقه آزاد
بندیر
شهسوار دل
نمازخانه بوستان بهاره
*آوای دوستی.....*
روستای زیارتی وسیاحتی آبینه(آبنیه)باخرز
رند
سیاست
بلوچستان
پاک دیده
آدمک ها
بسیجی 57
آقاشیر
نشانه
Manna
عشق و عاشقی
مهر بر لب زده
اواز قطره
یه دختره تنها
فصل آگاهی
جیغ بنفش در ساعت 25
نت سرای الماس
شهدای استان خراسان
آدم و حوا
. : آدم و حوا : .
سخن دل
امید انتظار من
ریحانه
لبگزه
ماه و مهر
.:مطالب جدید18+ :.
محفل آشنایان((IMAN))
غزلیات محسن نصیری(هامون)
استشهادی
wanted
ܓ✿ دنـیــــای مـــــــن
آتیه سازان اهواز
دُرُخـــــــــــــــــــــــش
خداجون دوستت دارم
رویابین
اهلبیت (ع)،کشتی نجات ما...
نوری چایی_بیجار
هرچه می خواهد دل تنگت بگو(مشاوره)
ثانیه
نقاشی های الیکا یحیایی
allah is my lord
عمو همه چی دان
فرهنگی
دربه دران
نوشته های یک ناظم
رویایی زندگی کردن...
حسینیه ی بسـوی ظهـور ...
تینا
ستاره سهیل
صدای مردم نی ریز
قافله شهداء
انتظار نور
vagte raftan
پایگاه اطلاعاتی و کاربردی شایگان
از یک انسان
پیامبر اعظم(صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم)
جالب انگیزناک
آسمان آبی
آغاز راه
امپراتوری هخامنشیان
عطاری عطار
مذهب
صمیمی با خواهرم
همیشه منتظرت هستم ، ای عدل وعده داده شده...
ساینا
عــــشقـــــولـــــک
گلهای د نیا
کوروش کبیر
نورهدایت
امیدزهرا omidezahra
صدف جان با آمدن دوباره ات زندگی رو بهم بخشیدی
شیعه مذهب برتر
مروارید خلیج عشق
دهاتی
دکتر علی حاجی ستوده
زنده یاد * آه از بهار بی یار*
نگاهم برای تو
خود نوشت
نافذ
فصل سکوت
جهان نامرئی جن
تا صبح انتظار
وبلاگ پژوه
پاسبان *حرم دل* شده ام شب همه شب
عاشقان علی (ع)
دم مسیحائی
کبوترانه
دردودل
من تو خدا
السلام علیک یا صاحب الزمان
در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم...
علوم قرآ نی
باران
توهمات قرن 21
نقد مَلَس
اموزش . ترفند . مقاله . نرم افزار
عاشقان علی و فاطمه
مجنون صفت
درد و دل با خدا
چهار راه تمدن جهان باستان (ایران، مصر، یونان، بین النهرین)
دانشـــــــــمندی برای تمــــــــام فصــــــــــول
از یک روحانی
نسیمی از بهشت ...
پرواز
..::کافه دانشجو::..
خزائن رحمت پروردگار
سیب صبح
روزگار رهایی
تو میتونی !! دانلود سرگرمی عکس کلیپ آهنگ
..:: کافه دانشجو ::..
راز و نیاز با خدا
خلوت تنهایی
داغ عشق
شهادت
زیبایی سایه خداوند بر کهکشانهاست
وبلاگ ایران اسلام
فراق در فراق
تنها
عرفان خوش نظر
....چند کیلو امیدواری .....
تالوگ
تمام آرزویم این است که خاک کوی تو باشم
یادداشت های 1 امُل مدرنیسم نشده
باغچه
ابدارخانه-رسانیک
ساغر هستی
هو الحی و هو الحق و هو الهو
عاشقان جواد کاظمیان
شکلات داغ
درآغوش خداوند
اشعار عرفانی،نصایح و حکایات بزرگان
*دکتر مصطفی ملکیان
چراغ
حقیقت
عاشقان وصال
بازی بزرگان
سوال و جواب عرفانی
همه چیز در مورد مستحب و مکروه
همه چیز در مورد صلوات
همه چیز در مورد شیطان
...من نیستم
الهی نامه
نگاه خیس
عرفان نسل سومی
کسی که مثل هیچکس نیست
خودت را بشناس
عاشق خدا باش تا معشوق خلق شوی !
شمیم وصل
*استاد شجریان
آذرعلوم
عشق ملکوتی
بسم الله الرحمن الرحیم
فلات فلسفه
عشق من خدا
بچه دانشجو !
قصه های پیامبران
کشکول
مسائل جنسی
پله پله تا ملاقات خدا(حاجی)
پله پله تا ملاقات خدا
لیله القدر
میخانه
*دکتر عبدالکریم سروش
*دکتر الهی قمشه ای
انجمن حکمت و فلسفه
فَلُ سَفَه
گلنار
امام دوازدهم
لطیفانه
یا ساقی کوثر
امام حسن مجتبی(ع)
دلا از غصه سیاس .آخه پس خونه خورشید کجاس ؟
*راههائی برای موفقیت
فروشگاه اینترنتی بازار روز
من و گل نرگس
طهور اکبر
فاطمیون
AZAR EGHTESAD
بسوی ظهور مهدی(عج)
حاج همت شقایق پرپر
طریق عشق
السلام علیک یا اباصالح المهدی
الهی و ربی ...
نیایش
گاه نوشتهایی درباره ی هیچ چیز و همه چیز
اندیشه
گل نرگس
ایران سربلند
درد دل با امام زمان
باشگاه منجمان جوان
راز گل سرخ
مهرنما
سفره ی اذون
جامی از فرهنگ
فقط به خاطره تو
نیلوفرآبی
تا شکوفه ی عشق
کانون مهدویت دانشجویان ایران
اندیشه و عرفان
سلوک
عطش
کامپیوتری
هجران
انا مجنون الحسین-ع
برای آخرت
لطایف کلام الله
پله...پله...تا خدا! در بلاگفا
مبین
ماه مهربون
سطر آخر
طوبی سافت
اس ام اس سرکاری اس ام اس نیمه شبی و اس ام اس ضدحال

عضویت در خبرنامه
 
لوگوی وبلاگ
آذرماه 86 - پله...پله...تاخدا!

آمار بازدید
بازدید کل :147872
بازدید امروز : 19
 RSS 

   

به نام خدای عرفه....

سلام!
راستش خیلی دلم میخواد از عرفه بنویسم ولی نمیدونم چی باید بگم، تو دلم پر از حرفه اما زبانم....
بهتره از زبان پیامبر فلسفه این روز رو بشنوید...
آخرین قسمت،قسمت بود از عرفه بگم....
سلسله سوالات مرد یهودی به اینجا رسید که  که مرد یهودی به پیامبر اکرم(ص) عرض کرد:

چرا خدای متعال فرمان داده تا بعد از عصر در عرفات وقوف کنند؟
فرمود: زیرا پس از ساعتی که در آن آدم(ع) پروردگارش را نافرمانی کرد
از این رو خدای متعال به امت من(در این ساعت) و در محبوبترین مکانها نزد خود-که عرفات است-
وقوف و تضرع و نیایش را واجب و اجابت دعاها را تکفل فرمود
ساعتی که مردم از عرفات بر می گردند همان ساعتی است که آدم از پروردگار خودکلماتی را دریافت و توبه کرد
که خدا توبه پذیر و مهربان است عرض کرد راست فرمودی ای محمد!
اکنون بیان فرما:ثواب کسی که در عرفات وقوف کند و نیایش و تضرع و زاری به درگاه خدا داشته باشد چیست؟
پیامبر اکرم(ص) فرمود:سوگند به خدائی که مرا بحق بشیر و نذیر(بنی آدم)مبعوث فرمود!
همانا خدا را در آسمان هفت در است :در توبه،در رحمت؛در تفضل،در احسان،درجود ،در کرم و در عفو؛
کسی در عرفات گرد نیاید مگر آنکه از خدای متعال این ویژگیها را دریافت نماید
زیرا خدای سبحان را صد هزار فرشته است که با هر یک صد و بیست هزار فرشته باشد
و برای خدا صد رحمت است که آن را (در این وقت)بر اهل عرفات فرو فرستند
چون از (عرفات)باز گردند خدای متعال آن فرشتگان را گواه گیرد که بهشت را بر آنان واجب فرمود
و ندا کننده ای ندا دهد :(ای اهل عرفات)!آمرزیده برگردید که مرا خشنود کردید
و من از شما راضی ام.عرض کرد راست فرمودی ای محمد!
امیدوارم که همگی از اهل عرفه واقعی باشیم ....

مرد یهودی به عنوان آخرین سوال از پیامبر چنین پرسید:
ای محمد!آن نُه خصلتی که خدای متعال در میان همه پیامبران تنها به تو بخشید و در میان امتها به امت تو داد است(چیست)؟
فرمود: فاتحه الکتاب،اذان؛اقامه؛جماعت  در مساجد مسلمانان،روز جمعه،بلند خواندن(حمد و سوره)در سه نماز (مغرب و عشا و صبح)،رخصت به امتم هنگام بیماریها و سفر،نماز بر جنازه ها و شفاعت برای اهل کبائر امتم.عرض کرد راست فرمودی ای محمد!
حال ثواب کسی که فاتحه الکتاب بخواند چیست؟ فرمود:
هرکه آن را بخواند خدای متعال پاداشی به شماره قرائت همه کتب آسمانی به او عطا کند و
اما اذان موذن امم با پیامبران و صدیقان و شهیدان محشور شود
و اما جماعت ،صفوف(جماعت)امتم چون صفوف فرشتگان آسمان چهارمم است
و یک رکعت در جماعت(برابر) بیست و چهار رکعت باشد که هر رکعتی نزد خدا،محبوب تر از چهل سال است
و اما روز جمعه روزی است که خدای متعال در آن اولین و آخرین را برای حساب گرد آورد
هیچ مومنی با گامهای خود به نماز جمعه نمی رود مگر آنکه خدای متعال هراسهای روز قیامتش را بعد از خطبه های امام تخفیف دهد
و آن ساعتی که خدای متعال به همه مردان و زنان با ایمان رحم فرماید
و اما بلند خواندن آن سه نماز هر آینه به اندازه ای که صدایش برسد حرارت آتش از او دور شود
و صراط بر او فراخ گردد و نوری به او بخشد تا به بهشت در آید.
و اما رخصت به وقت بیماری و سفر هر آینه خدای متعال هراسهای قیامت را بر رخصت داران امتم تخفیف داده
چنانچه در قرآن این رخصت را فرمود است
و اما نماز بر جنازه ها هیچ مومنی بر جنازه ه ای نماز نخواند مگر آنکه (در قیامت)شفاعت کننده باشد یا شفاعت شده 
و اما شفاعت من پس در باره مرتکبین گناه کبیره از امتم باشد مگر شرک و مظلمه ها و حقوق مردم(که شفاعت ندارد).
عرض کرد:راست فرمودی ای محمد!اکنون به پیامبری تو ایمان آورده)
و گواهی میدهم که هیچ معبود به حقی جز خدای یگانه بی شریک نیست و محمد بنده و رسول اوست و تو خاتم پیامبران و پیشوای پارسایان و فرستاده پروردگار عالمیانی!
پس برگه سفیدی را از آستین بیرون آورد که همه ی آنچه را که پیامبر اکرم(ص)فرموده بود به درستی در آن نوشته بود
پس عرض کرد:ای رسول خدا!سوگند به آن خدائی که تو را به راستی به پیامبری مبعوث کرد!
اینها را جز از روی الواحی که خدای متعال برای موسی بن عمران نوشته ،ننگاشتم
و من در تورات صد هزارآیه را قرائت کردم و هیچ آیه ای را نخواندم مگر آنکه تو را در آن ،نوشته یافتم
و در تورات فضایل تو را تا آنجا خواندم که به تردید و حیرت افتادم؛
ای محمد! من نام تو را در تورات چهل سال محو کردم باز نامت را در آن نوشته میدیدم
و در آن خوانده بودم که این پرسشها را جز تو کسی پاسخ ندهد
و نیز هنگامی که پاسخ می دهی جبرئیل در طرف راست و میکائیل در طرف چپ تو خواهد بود
پیامبر اکرم (ص) فرمود:آری اینک جبرئیل در طرف راست و میکائیل در طرف چپ من است
از کتاب فرهنگ جامع سخنان امام حسین(ع)،علی مویدی

اول قدر پیامبرمون و بعد قدر خودمون رو بیشتر بدونیم!!!
امیدوارم عرفه ای با معرفت داشته باشید.
از دعاتون در این روز فراموشم نکنید...

یاعلی



«نیکو» ساعت 12:17 صبح روز 86/9/28

هوالحق

سلام!
هر چند این سیر نوشتن خیلی داره طولانی میشه ولی واقعا ارزشش رو داره!
هر چی میخوام طوری جمع و جورش کنم و زودتر به اتمام برسونم میبینم اینقدر مطالب خوندنی و ارزشمند است
که حیفه بخوام ازشون بگذرم و مفصل نگم وجالب تر اینکه  هر چی میخونم مشتاق تر میشم
و میبینم که چقدر زندگیم با دونستن این مطالب پرمعنا تر میشه!مخصوصا ما که مسلمونیم و بهتره فلسفه اعمالی رو که انجام میدیم رو بدونیم چون که مطمئنا بیشترارزشش رو میشناسیم و نسبت بهش علم پیدا میکنیم!
مرد یهودی این بار اینچنین پرسید....
ای محمد!آن هشت فرمان که در تورات آمده و خدای متعال به بنی اسرائیل دستور داده تا در آنها_پس از موسی_ از وی پیروی کنند کدامند؟!
فرمود: نخستین نوشته تورات«محمد رسول الله»است و محمد به زبان عبرانی«طاب»است؛
سپس رسول خدا این دو آیه را تلاوت فرمود:«نام او را در نزد خود در تورات و انجیل،نوشته می یابند»
و «به پیامبری که پس از من می آید و نام او احمد است،بشارت گرم».
و اما دومین و سومین و چهارمین (و پنجمین) نوشته تورات علی بن ابی طالب و فاطمه و دو فرزند آنان حسن و حسین است
و در تورات نام آنان_به زبان عبری_ ایلیا و  "شبر و شبیر" و هلیون است.
عرض کرد:راست فرمودی ای محمد!
اکنون از برتری خود بر پیامبران و فضیلت دودمان خود بر مردم (به عنوان ششمین نوشته) سخن بگوفرمود:
اما فضیلت من بر پیامبران دیگر؛ هیچ پیامبری نیست مگر آنکه قوم خود را نفرین کرده است
و من خواسته خود را شفاعت امت خود در قیامت گزیده ام ،اما فضیلت کسان و اهل بیت و نسل من همانند فضیلت آب بر چیزهای دیگر است؛
هرچیزی با آب پایدار و زنده است!چنانچه پروردگار متعال فرمود:«و هرموجودی زنده ای را از آب پدید آوردیم آیا ایمان نمی آورند؟»
و محبت اهل بیت و کسان و ذریه من دین را کامل میکند.
عرض کرد:راست فرمودی ای محمد!
یهودی عرض کرد:چرا خدای متعال بر امت تو (تنها)سی روز روزه واجب فرمود و بر امت های دیگر، بیش از آن؟
فرمود:آدم چون از درخت نهی شده خورد (آثار آن تا)سی روز در بدن او ماند
از این رو خدای متعال برای نسل او سی روز گرسنگی و تشنگی را مقرر فرمود_و آنچه در شب می خورند تفضلی است از خدا بر بندگان خود_و اینچنین برای آدم (سی روز روزه واجب)بود چنانکه بر امت من نیز؛
سپس این آیه را تلاوت فرمود:«روزه بر شما مقرر شده است همانگونه که بر کسانی که پیش از شما(بودند)مقرر شده بود که پرهیزکار شوید».
عرض کرد:راست فرمودی ای محمد!
حال پاداش کسی که آن را روزه بدارد چیست؟
فرمود: هیچ مومنی یک روز از ماه رمضان را با توجه و مراقبت روزه نمیگیرد مگر آنکه خدای متعال هفت نیکی برایش مقرر دارد:
اول آنکه حرام را از بدنش ذوب کند (و ببرد)؛ دوم آنکه به رحمت خداوند نزدیک شود؛
سوم آنکه گناهانش را بپوشاند؛آیا نمی دانی که کفارات روزه گناهان را می پوشاند؟
چهارم آنکه سکرات مرگ را بر او آسان سازد
پنجم آنکه از گرسنگی و تشنگی روز قیامت امانش بخشد؛
ششم آنکه برائت از آتش عطایش کند؛ هفتم آنکه از غذاهای گوارای بهشتی اطعامش فرماید.
عرض کرد: راست فرمودی ای محمد!
از:فرهنگ جامع سخنان امام حسین(ع)؛علی مویدی
این هم بهانه ای دیگه واسه بالیدن بر مسلمانی خود....
منتظر ادامه باشید....
التماس دعا

یاعلی



«نیکو» ساعت 8:6 عصر روز 86/9/16

هوالحق

سلام
بالاخره بعد از هفته حج و نوشتن موج مکزیکی نوبت به ادامه سریالم رسید!
در پست های قبل برخی از سوالاتی رو که مرد یهودی از پیامبر خاتم(ص) رو داشتند آوردم وحال بقیه رو بشنوید...
مرد یهودی عرض کرد:ای محمد!چرا خداوند متعال فرمان داد تا این چهار عضو_که نظیف ترین مواضع بدن آدمی اند_شسته شود؟
فرمود:زیراهمین که شیطان به وسوسه برخاست آدم را به آن درخت نهی شده  نزدیک کند آدم به آن نگریست و طراوت صورتش برفت
پس باز ایستاد و این اولین
گامی بود که به سوی گناه برداشته شد
پس درخت را گرفت و آن را شکافت و از آن خورد
چون از آن خورد لباس ها از او پریدند و نور از بدنش برفت اینجا بود که آدم (پشیمان شد)
د
ست خویش را بر سر نهاد و گریست و خدا توبه او را پذیرفت و بر او و فرزندان او واجب فرمود
که این چهار عضو بدن را بشویند  دستور داد که صورت را بشوئید زیرا آدم به آن درخت نگریست؛
دستها را تا آرنج بشویند،زیرا دستان خویش را به سوی گناه دراز کرد ؛
سر را مسح کنید ،زیرا دست خویش (هنگام پشیمانی و پیش از پذیرش توبه)بر فرق سر نهاد
و پاها را مسح کنید زیرا به سوی گناه رفتند
سپس  من بر امت خود(علاوه بر آنها) مضمضه و استنشاق را سنت کردم (زیرا)مضمضه دل را از ناروا پاک کند
و استنشاق ؛بوی آتش را (بر او)حرام گرداند.
عرض کرد راست فرمودی ای محمد!
اکنون بگو:پاداش کسی که طبق فرمان شما وضو بسازد چیست؟
فرمود اولین بار که آب را مس کند شیطان از او دور شود و هرگاه مضمضه کند خدا زبان و دلش را با نور
حکمت درخشان سازد و هرگاه استنشاق کند خدا او را از عذابهای قبر و آزارهای آتش ایمن دارد
پس چون صورت خود را بشوید خدا چهره او را _در آن روز که چهره ها سیاه شوند_سپید کند
و هرگاه دستان خویش را تا آرنج بشوید خدا طوقهای آتش را بر او حرام کند
و هر گاه سر خود را مسح کند خدا گناهان او را پاک سازد
و هرگاه پاههای خود را مسح کند خدا قدمهای او را_درآن روز که گامها بلغزد_از صراط بگذراند
از فرهنگ جامع سخنان امام حسین(ع)،علی مویدی
ادامه دارد...
التماس دعا

یاعلی



«نیکو» ساعت 2:11 عصر روز 86/9/10

به نام خدا

سلام!
و اما موج مکزیکی من.....
اگر اشتباه نکنم سال اول دبستان بودم همون سالی که مربیان محترم بهداشت یا آقا یا خانم دکترتشریفشون رو به مدرسه میارن
و به بچه ها واکسن میزنن اونم نه یکی دو تاااااا!!!
بابای مدرسه ما که ایشالا هر جا هستند در سلامتی کامل به سر ببرند! علاقه شدیدی به بنده داشتن
طوری که مورد حسادت بچه های دیگه قرار میگرفتم منو بغل میکرد ،کولی بهم میداد
و از همه مهمتر از بوفه مدرسه جنس مجانی بهم میداد!
تا اینکه روز مذکور فرارسید بابای مدرسه از اونجائی که میخواست به من نشون بده که چقدر دوستم داره
اومد یکی از بزرگترین اسرار دفتر مدرسه رو برام فاش کرد و بهم تاکید کرد که ی موقع به کسی نگم!!!!توجه کنید به کسی نگم!
ایشون روزی که قرار بود تمامی بچه ها رو واکسن بزنند اومد به من گفت که قراره کلاس به کلاس بچه ها رو بیارن
و واکسن بزنند و قراره هر زمان نوبت هر کلاس رسید بیان سر کلاس و به بچه بگن که بیاید به دفتر قراره بهتون شکلات بدن!!!
ایشون احتمالا اینو به من گفته بود که از ترسم کاسته بشه و یهو غافل گیر نشم!
ولی نمیدونید منه بیچاره چه لحظه و ساعتی رو گذروندم! سعی کردم خودم رو کنترل کنم
و آروم آروم به طرف کلاس رفتم ولی متاسفانه به قول قدیمی ها این نخود در دهن من خیس نخورد
و همه چیز رو به محض رسیدن به کلاس لو دادم!
و گفتم بچه ها اگر ی موقع اومدن سر کلاس و گفتن بیاید میخوایم بهتون شکلات بدیم بدونید که لحظه ی موعود فرا رسیده!!!
(البته نا گفته نماند من آدم راز داری هستم ولی فکر کنم مثل بابای مدرسه که نخواست من غافلگیر بشم من هم نخواستم بچه های کلاسمون ....)
حالا اینها به کنارچنان ول وله ای به پا شده بود که معلم بیچاره نمیدونست چطوری باید کلاس رو جمع و جور کنه
(البته من اون سِر رو قبل از ورود معلم به کلاس فاش کرده بودم) تا اینکه در کلاس زده شد....
صدای قلب ها رو میشد شنید، اگر اشتباه نکنم معاون مدرسه بود
بنده خدا تا گفت بیاید میخوایم............کلاس رفت رو هوا!!!!
الان به این فکر میکنم که دیگه ترس از واکسن و آمپول رو احتمالا فراموش کرده بودم
و احتمالا به فکر این بودم که نکنه به گوش بابای مدرسه برسه که من چه خرابکاری کردم!!!
البته به ما شکلات دادند ولی فکر کنم تلخ ترین شکلات عمرمون بود!
حالا جالبت تر بشنوید که بنده از ترس یادم رفته بود که یکی از واکسن ها رو زدم و 
مامان تاکید کرده که لحظه ای که میخوان واکسن بزنن یادت باشه که بگی این آمپول رو زدی!
نوبت به بنده رسید همین که آماده شدم واسه واکسن زدن  خیلی اتفاقی معاون مدرسه منو دید
بیچاره رنگش شد عین گچ !که بچه تو این واکسن رو زدی مگه میخوای فلج بشی!البته الان واسم سواله که واقعا فلج میشدم؟!!!
این هم از خرابکاری وتا اندازه ای حس همدردی من....
موفق باشید

یاعلی



«نیکو» ساعت 11:58 عصر روز 86/9/1

هوالمعشوق

سلام!

این روزها حاجی ها به هر شکل ممکن دارن خودشون رو برای سفر پر برکتشون که خیلی هاشون سالها در انتظار بودن آماده میکنند
و ما هم حسرت زده آرزو میکنیم که سال و روزی بیاد که ما هم زائر کوی دوست باشیم ...
حتما توجه کردید موسم حج که میشه جنبش عجیبی در زوایای مختلف عالم به وجود میاد
و سیل جمعیت به سوی کعبه سرازیر میشن از راه هوائی و زمینی و....
در حالی که نه تهدیدی است و نه عامل تحریکی که آنها را وادار به این کار کنه!!!
چنانکه حضرت امیرالمومنین(ع)در توصیف ازدحام پر اشتیاق حجاج در حال طواف میفرمایند:
دیده اید ،حیوانات تشنه وقتی به آب می رسند چه سان با عجله به آب می رسند و یکدیگر را عقب می زنند ،
همچنین زائرین بیت مکرم آنچنان آتش شوق کعبه از دیدن آن در دل هایشان مشتعل می شود
که گوئی عقل و هوش از سرشان می پرد و همچون شتران عطشان به آب رسیده ای با بی تابی و التهاب عجیب پیش می روند
و مانند کبوترانی که به سوی بچه و آشیانه بال و پر زنان و شتابان می روند ،
این دلباختگان نیز،با قلبی مشتاق و روحی مواج از شور و هیجان رو به سوی خانه معبود می دوند
زیاد بلد نیستم حرف دل بزنم همین قدر بگم که دلم پر کشیده....
بدترین سختی ها رو هم که متحمل بشی همین که چشمانت  به خانه معبودت میوفته
همان جا به خاک میفتی و تمام سختی ها رو فراموش میکنی که جزسجده کردن هیچ چیز شایسته  آن مکان و آن حال نیست!
و می گوئی: "یا رب البیت!البیت بیتک و العبدعبدک"
بارها بهمون گفتن برید و ببینید به مراد دلتون می رسید آروم میگیرید اما تازه الان میفهمم که اول دلتنگی حالاست !!!
به مرادم رسیدم ولی آروم که نشدم هیچ این دلم لحظه ای آروم و قرار نداره!!!
نمیدونی چه عظمتی داره! این عظمت رو در وجودت خودت هم حس میکنی چرا که زائر خانه ی عشقی!!!
در تمام طول عمرم به اندازه زمانی که در مسجد الحرام بودم آروم نبودم ...
هی دور خونش بگردی و زیر لب بگی آخدا الهی دورت بگردم!
همه ی قشنگی این سفر به اینه که خدا از خیلی از چیزها محرومت میکنه
و میگه اینجا رو دیگه دوست دارم فقط ماله خودم باشی!
خیلی از چیزهائی رو که از قبل میتونستی انجام بدی رو بر تو حرام میکنه که شش دونگ حواست فقط به اون باشه
حتی نمیذاره به آینه نگاه کنی که نکنه با  دیدن خودت لحظه ای از اون غافل بشی !!! الهی قربونش برم....
حتی لحظه طواف بهت این اجازه رو نمیده که رو به کعبه کنی! ولی خوودش ریزه ریزه کارهاتو زیر نظر داره
با خودم گفتم بشینم اینقدر کعبه رو ببینم تا سیر بشم اما دیوونه ترم کرد
آخه مگه سیری داره هر چه نگاه کنی و هر چه اندیشه کنی حریص تری ....
گفتن اگه لحظه بارش بارون زیر ناودون طلا باشی هر چه از خدا بخوای بهت میده
رفتم زیر ناودون آرزوی باران نکردم!!! آرزو کردم بر این دل خشک باران مهربونی و لطفش رو نازل کنه...
و بعد سعی بین صفا و مروه، به یاد حضرت هاجر که برای پیدا کردن آب برای نوزادش چه عذابها کشید!
راستی چرا آنها که پاسداران معنویت هستند  باید در مکانی بی آب و علف اقامت کنن؟؟؟!!!
چرا باید ذریه حضرت ابراهیم(ع) به حکم خدا در بیابان دور از مظاهر دنیا باشه؟؟؟!!!آیا برای این نیست که آنها نگه دارنده نماز و ذکر خدا و رمز عبودیت هستند؟ و به همین جهت است که باید محیط زندگیشون دور از تجمل و منظره های غفلت آور دنیائی باشه !!! پس حج فرصتی است که هر چه که بودیم و هستیم رو فراموش کنیم و خود را تنها عبد او بدانیم و حداقل بندگی رو به جا بیاریم...
گوشه گوشه ی این سفر معنوی برای ما درس است کافیه که چشمانمون رو باز کنیم و خوب ببینیم!
رفتن بنده مسکین به درگاه رب العالمین و بردن یک هدیه بی ارزش بهانه و وسیله ای است که او" ارحم الراحمین" برکت و رحمت آسمانیش رو بر ما نازل کنه، پس قدر بدونیم!
بیاید با گفتن یک یاعلی خودمون رو به اونجا برسونیم که لایق دیدار حرم دوست شویم.

ضمن گرامیداشت هفته حج برای تمامی زائرین بیت الله الحرام آرزوی سفری پر از معنویت و سلامتی دارم
التماس دعا...

یاعلی



«نیکو» ساعت 2:22 عصر روز 86/8/22

هوالحق

سلام!
درپست قبل اولین سوالی رو که مرد یهودی از پیامبر خاتم(ص)داشتند رو آوردم و حال....
مرد یهودی عرض کرد:آیا اجازه است دومین سوال را مطرح کنم؟
پیامبر اکرم(ص) فرمودند:هرچه میخواهی بپرس(این را فرمود)در حالی که جبرئیل از جانب راست و میکائیل از جانب چپ او(پاسخها را)به او تلقین می کردند.
یهودی پرسید:چرا شما"محمد و احمد و ابوالقاسم و بشیر و نذیر و داعی"نام گرفته ای؟
فرمود:اما محمد زیرا من در آسمان ستوده ام؛اما احمد زیرا من در زمین ستوده ام
اما ابوالقاسم زیرا خدای متعال آتش را میان پیشینیان و پسینیان از کافران و تکذیب کنندگان من تقسیم کند؛
اما داعی زیرا من آدمیان را به دین پروردگار یعنی (آیین اسلام)فرا می خوانم
اما نذیر زیرا هر که را نافرمانیم کند به آتشش بیم دهم
واما بشیر زیرا هر که را فرمانم برد به بهشتش مژده دهم
عرض کرد:راست فرمودی ای محمد!اکنون سومین سوال را پاسخ بده...
چرا خدای سبحان این نماز های پنجگانه را در میان ساعات شب و روز و در پنج وقت برامت تومقررفرموده است؟
فرمود:هرگاه وقت زوال رسد،آفتاب در حلقه ی (نصف النهار)خود در آید
چون در آن داخل شد آفتاب زوال یابد و همه خلایق مادون عرش،پروردگارم را تسبیح گویند
و آن ساعتی است که پروردگارم بر من رحمت فرستد
از این روی خدای متعال نماز آن وقت را بر من و بر امت من واجب گردد
و فرمود"نماز را از زوال آفتاب بپای دار"
و آن ساعتی است که در قیامت جهنم را حاضر می کنند
از این رو هیچ مومنی در آن لحظه در نماز به حال سجده یا رکوع یا ایستاده نخواهد بود
مگر آنکه خدای متعال تن او را بر آتش حرام فرماید.
واما نماز عصر آن ساعتی است که آدم از آن درخت نهی شده خورد
و او را از بهشت پائین آورد پس خدای متعال نسل او را تا روز قیامت به این نماز فرمان داد
این نماز از محبوب ترین نمازها نزد خدای سبحان است
از این رو پروردگارم به من سفارش فرمود تا آن را در میان همه ی نماز ها (مخصوصا)مراعات کنم
او فرمود"بر نماز ها و نماز میانه مواظبت کنید" و نماز میانه همان نماز عصر است
و اما نماز مغرب،آن ساعتی است که خدای سبحان توبه آدم را پذیرفت
پس میان خوردن از درخت نهی شده و توبه ی آدم،سیصد سال از روزهای دنیا فاصله بوده!
"یک روز از ایام آخرت چون هزار سال دنیا است"
پس آدم که- صلوات خدا بر او باد- سه رکعت نماز گزارد
یک رکعت برای گناه خودش و یک رکعت برای گناه حوا و یک رکعت برای توبه خود...
از این رو خدا توبه او را پذیرفت و بر امت من این نماز سه رکعتی را واجب فرمود
و آن ساعتی است که دعا در آن مستجاب است و پروردگارم به من وعده داده که سوال کننده خود را(در آن وقت) نا امید ننماید
و فرمود:"پس خدا را تسبیح گویید آنگاه که به مغرب در می آیید و آنگاه که به بامداد در آیید"
و اما نماز عشاء،پس چون قبر را تاریکی ویژه و قیامت را تاریکی ویژه ای است
خدای متعال این نماز را به من و امتم فرمان داد و هیچ گامی به سوی نماز عشا برداشته نمی شود
مگر آنکه خدای سبحان گودالهای آتش را بر او حرام فرماید و قبرش را روشن کند
و در روز قیامت نوری که با آن از صراط بگذرد به او بخشد
نماز عشا نمازی است که خدای سبحان آن را بری پیامبران پیش از من برگزید
و اما نماز صبح،از آن روایت که:آفتاب هنگام طلوع از شاخ شیطان سر می زند!
و خدای سبحان به من فرمان داده است تا پیش از طلوع آفتاب نماز فجر گزارم
وامتم پیش از آنکه کفاره سجده بر خورشید آرند برای خدای متعال سجده کنند
و شتاب آن نزد خدا محبوبتر است و آن نمازی است که فرشتگان شب و فرشتگان روز(هردو)آن را گواهی
می دهند.
یهودی عرض کرد:راست گفتی ای محمد!اکنون چهارمین سوال من را پاسخ فرما:
چرا خدای متعال فرمان داده تا چهار عضو-که نظیف ترین مواضع بدن آدمی اند- به هنگام وضو شسته شوند؟!
در پست  بعد پاسخ پیامبر اکرم (ص) به این سوال را خواهم آورد...

التماس دعا....

یاعلی



«نیکو» ساعت 3:14 عصر روز 86/8/10